منهاج سراج

177

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و لها عرش عظيم [ ( 1 ) ] . طول و عرض آن تخت كه از زرصامت [ ( 2 ) ] ساخته بود هشتاد گز بود ، و جمله بياقوت و زمرد و لآلى مرصع كرده . بر دست مهتر سليمان بلقيس ايمان آورد ، و آن تخت او را پيش از رسيدن او به خدمت مهتر سليمان عليه السّلام آصف برخيا به طرفة العينى حاضر كرد ، و قصهء او معروف است ، چنانچه حق تعالى در قرآن مجيد بيان فرموده است . و مدت ملك او چهل سال بود . و السلام ( على ) من اتبع الهدى . السابع ناشر النعم و هو ناشر ، بن عمر بن عمر ، بن سراحيل ، بن الحارث الرائش بود ، ( بعد ) از بلقيس كه دختر عم او بود بر تخت يمن نشست ، او را ناشر النعم [ ( 3 ) ] به جهت آن نام نهادند كه با خلق ممالك خود انعام بسيار كرد ، و اهل يمن و ممالك خود را جمع گردانيد و دست اعدا ازيشان كوتاه كرد ، و لشكرها در حد مغرب چندان ميبرد ، كه ( از ) آبادانيهاء مغرب و جنوب بيرون رفت ، و در بيابان بموضعى رسيد ، كه رودى از ريگ ميرفت . چون هيچكس از آدميان بدان موضع نرسيده بودند ، مردى را از اقرباء خود عمرو نام كه بس دلير بود بفرمود تا دران ريگ رود به جهت راه بردن ، آن مرد غرق گشت . ناشر النعم بفرمود : تا بتى ساختند از زر و مس ، بران بت بنوشتند كه : ليس ورائى مذهب [ ( 4 ) ] معنى آن باشد : كه وراى من راهى نيست از آنجا بازگشت ، به يمن آمد ، و مدت ملك او هفتاد و پنج سال بود . الثامن شمر بن افريقيس [ ( 5 ) ] بن ابرهه بن الحارث . به ملك نشست ، و او را اهل يمن شمرير عيش [ ( 6 ) ] خواندندى ، به جهت آنچه رعشه داشت ، بعربيت لرزه [ ( 7 ) ] را رعشه گويند ، و اين شمر

--> [ ( 1 ) ] قرآن ، النمل 23 [ ( 2 ) ] زرصامت : زيور و نقود و غيره در مقابل مال ناطق كنيز و غلام و غيره ( غياث ) . [ ( 3 ) ] مجمل : ملك ياسر ينعم بن شراحيل . حمزه : ناشر ينعم بن شراحيل طبرى : ياسر بن عمرو بن يعفر . مسعودى : ناشر النعم بن عمرو بن يعفر . ابو الفدا : قيل ان ناشر النعم اسمه مالك بن عمرو بن يعفر بن عمرو من ولد المنتاب بن زيد الحميرى . [ ( 4 ) ] اصل : ليس ورايتى مذهب . [ ( 5 ) ] اصل : شمن . مجمل : سمر يرعش . حمزه : شمر يرعش . ابن الفقيه : شمر بن افريقيس . ابن خلدون : شمر مرعش ، سمى بذلك لارتعاش كان به . [ ( 6 ) ] اصل : سهر بن عيش . [ ( 7 ) ] اصل : دزه .